محله سرجوب دولت‌آباد برخوار

محله سرجوب دولت‌آباد برخوار


حضرت عیسی علیه‌السلام و مرد حریص

سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۵۹ ب.ظ

حضرت عیسی علیه السلام با مردی سیاحت می‌کرد. پس از مدتی راه رفتن گرسنه شدند، به دهکده‌ای رسیدند، عیسی علیه‌السلام  به آن مرد گفت: برو نانی تهیه کن و خود مشغول نماز شد. آن مرد رفت و سه گرده نان تهیه کرد و بازگشت، مقداری صبر کرد تا نماز آن حضرت تمام شود؛ چون کمی به طول انجامید یک گرده را خورد. عیسی پرسید: گرده‌ی سوم چه شد؟ گفت: همین دو گرده بود. پس از آن مقدار دیگری راه پیمودند و به دسته‌ای آهو برخوردند که یکی از آهوها مرده بود. حضرت عیسی خطاب به لاشه‌ی آهو گفت: با اجازه‌ی خدا برخیز. آهو حرکتی کرد و زنده شد. آن مرد در شگفت شد و زبان به کلمه‌ی سبحان الله جاری کرد.

عیسی گفت: تو را سوگند می‌دهم به حق آن کسی که این نشانه‌ی قدرت را برای تو آشکار کرد بگو نان سوم چه شد؟ باز جواب داد: دو گرده نان بیشتر نبود. دو مرتبه به راه افتادند، نزدیک دهکده‌ی بزرگی رسیدند، در آن جا سه خشت طلا افتاده بود. رفیق عیسی گفت: این جا ثروت و مال زیادی است، آن جناب فرمود: آری! یک خشت از تو، یکی از من و خشت سوم برای کسی که نان سوم را برداشته. مرد حریص گفت: من نان سومی را خوردم، عیسی از او جدا شد و گفت: هر سه خشت طلا مال تو باشد.